حجاب اجباری

امیر مومنیان
پنج‌شنبه، 14 تیر 97
روزمره
حجاب خودخواه فکر

همیشه وقتی حرف از حجاب می‌شه، اکثرا معتقدیم اجباری کردن این موضوع یه کار احمقانست. مردم حق دارن برای خودشون و نوع لباسشون تصمیم بگیرن. اگر این وسط کسی به لباس و حجاب‌نداشتن کس دیگه اعتراض کرد یا اتفاق دیگه‌ای پیش اومد، تقصیر حجاب نداشتن نیست، تقصیر اون شخصه که داره تو کار بقیه دخالت می‌کنه و نمی‌تونه خودش رو کنترل کته. هیچ‌کس حق نداره برای پوشیدن لباس دلخواه توی مکان عمومی مارو جریمه کنه یا بهمون تجاوز کنه و اگر کرد، قانون باید باهاش برخورد کنه. به هرحال پوشیدن لباس دلخواه حق ماست.

البته موضوع فقط انتخاب لباس نیست، اما توی این متن مثال‌هارو بیشتر با این موضوع می‌زنم. ما تا زمانی حق داریم لباس دلخواه‌مون رو بپوشیم که باهاش به کسی آسیب نزنیم. احتمالا اون متجاوز پاراگراف قبلی معتقده لباس اون شخص تحریک کننده بوده و اگه باهاش برخورد نمی‌کرده، بهش آسیب می‌زده. اما تعریف آسیب این نیست. آسیب یعنی آسیب فیزیکی. من حق دارم روز جمعه برای رفتن به میدون ونک یک لباس آبی با یقه گشاد بپوشم، اما حق ندارم لباسی بپوشم که از سیم ظرف‌شویی ساخته شده و با اون برم بشینم روی صندلی تاکسی؛ چون در این صورت دارم به اون ماشین و کسایی که پیشم می‌شینن آسیب فیزیکی می‌رسونم.

این‌هایی که نوشتم باور من هستن و با فکرکردن بهشون رسیدم. اما یه مسئله دیگه توی این طرز فکر مشخص نیست، آسیب‌هایی مثل آسیب رسوندن از طریق صدا و تصویر که البته هیچ لمسی بین آسیب‌زننده و آسیب‌بیننده اتفاق نمی‌افته. اگر به پاراگراف‌هایی بالایی معتقید، سوال‌هایی که توی چند پاراگراف بعدی می‌گم رو با دقت بخونید و به خودتون جواب بدید.

فکر کنید یک روز شما توی یه کافه توی میدون انقلاب تهران نشستید:

حالت یک: شخصی وارد کافه می‌شه که لباس براق روشن پوشیده و شما به دلیل نوع خاص قرنیه چشمتون، با بازتاب نور روی اون لباس اذیت میشید. البته بقیه افراد حاضر توی کافه هیچ مشکلی با اون لباس ندارن و همچنین هیچ راهی نیست که شما جاتون رو عوض کنید یا عینکی بزنید تا نور مستقیم توی چشم شما نباشه. بیماری قرنیه چشم شما یه بیماری نادره که از هر صد هزار نفر فقط یک نفر فقط به اون مبتلا هستن. توی این شرایط خاص آیا شما حق دارید به کسی که اون لباس رو پوشیده اعتراض کنید؟ آیا از اون شخص خطایی سر زده؟

حالت دو: شخصی وارد کافه میشه که یک لباس عطری پوشیده (حتما از توی مترو خریده). اما این عطر یه سری اثرات جانبی داره که فقط روی آدم‌هایی که میگرن دارن ممکنه عمل کنه. فرض بگیرید که شما هم مثل نفری که روی میز کناری نشسته میگرن دارید. توی این شرایط چی؟ شما حق اعتراض به اون شخص رو دارید؟ کسی که اون لباس عطری رو پوشیده کار بدی کرده و باید باهاش برخورد بشه؟

حالت سه: شخصی وارد کافه می‌شه که انگار از سر یه کار سخت برگشته. لباس‌هاش و بدنش بوی عرق شدیدی می‌دن و اتفاقا جلوی پنکه می‌شینه. همه افراد توی کافه از این موضوع ناراحت می‌شن و خودشون رو کنار می‌کشن تا بوی بد اذیتشون نکنه، ولی با توجه به فضای کم کافه، نمی‌تونن فاصله مناسبی از اون شخص بگیرن. توی این شرایط ما حق داریم بهش اعتراض کنیم؟

توی هر سه حالت بالا، مسئله آسیب‌رسوندن کاملا مشخصه. اما یه فرق بزرگی که دارن، اینه که توی اولی به یک‌نفر، دومی به یه گروه خاص و در آخری به همه افراد توی اون مکان آسیب زده می‌شه. مشکل اصلی توی تعریف «آسیب» اینه که مشخص نشده از چه زمانی اون کار جرم حساب می‌شه و باید باهاش برخورد بشه. ما حق داریم به همکارمون روی میز کناری که صدای کیبردش خیلی زیاده اعتراض کنیم؟

یکی از جواب‌های خوبی که راجع به این موضوع داده شده اینه‌که زمانی که یه موضوع، گروه بزرگی از یه جامعه رو درگیر خودش می‌کنه، باید به رسمیت شناختش. توی هیچ‌جا هیچ دولتی نمیاد راجع به مسئله حالت یک که فقط یه تعداد خیلی محدودی از جامعه رو درگیر خودش می‌کنه قانونی مشخص کنه، اما مسئله حالت دوم همیشه روی میز و برای سومی قوانین مشخصی وجود داره.

کسایی که موافق حجاب اجباری‌ان، در عمل به این معتقدن که نبود حجاب برای اون‌ها تحریک کننده و اذیت‌کنندست و باید باهاش برخورد بشه. حالا سوال اصلی من اینه که با توجه اینکه توی ایران که احتمالا تعداد زیادی آدم به این موضوع معتقدن، آیا حجاب اجباری باید باشه؟ چرا؟

پ.ن: این قسمت رو بعد از انتشار متن نوشتم. یه اشتباهی که شاید توی نوع نوشتن متن کردم، باعث شده که مخاطب فکر کنه من موافقم حجاب باید اجباری باشه. همونطوری که توی پاراگراف دوم هم گفتم، من مسئله پوشش رو فقط بعنوان یه مثال که تقریبا هممون توی ایران باهاش درگیریم نوشتم. چیز دیگه‌ای که می‌شه جایگزینش کرد، مسئله تولید نویز هستش. یکی عادت داره ملچ مولوچ کنه موقع غذا خوردن و از کیبرد مکانیکی استفاده میکنه. یکی دیگه اگزوز ماشینش خیلی صدا می‌ده و توی سینما تخمه و چیپس می‌خوره. یا اون یکی که توی مترو با تلفنش حرف می‌زنه و وقتی با موبایلش بازی می‌کنه، صداش از اسپیکر پخش می‌شه. ما حق داریم بهشون اعتراض کنیم؟ یا باید هدفون بخریم؟ :)

مطالب مشابه

خب؟

شنبه، 23 اردیبهشت 96
در کافه نشسته بود و داشت فنجان چای را در دستش می‌گرداند. اوایل ماه تیر بود و گرمای هوا نسبت به بهار خیلی بیشتر شده بود و به همین خاطر، تحملش سخت‌تر

ژن خودخواه

سه‌شنبه، 11 اسفند 94
چند سال پیش در یکی از روستاهای بابل، نگاه مردی به کتاب روی میزش خیره مانده بود. تازه مدرکش را گرفته بود و برای شروع، در یک درمانگاه شبانه‌روزی کار

احمق خودخواه

یک‌شنبه، 01 آذر 94
ساختمان ده طبقه ما آتش گرفته بود. طبقه اول به خاطر بازی‌گوشی نگار، دختربچه خردسالی که در خانه مانده بود و شیر گاز را باز گذاشته بود، آتش گرفته بود.

خانم نصیری

پنج‌شنبه، 23 مهر 94
داشتم به شخصی به نام هومن فکر می‌کردم. او در تخیل من زندگی می‌کرد و انسان بسیار از خودگذشته‌ای بود. حدود سی سال سن داشت و همیشه تا جایی که می‌توانس

تقارن

دوشنبه، 25 تیر 97
بر روی کاسه توالت نشسته و مشغول جیش کردن بودم. در حالی که صورتم به سمت دست راستم بود که برای حفظ تعادل شیر آب را گرفته بود، ذهنم اما درگیر مسأله عم

من

شنبه، 14 مرداد 96
یکی از مسائل عجیبی که برای من وجود داره، درک مسأله “من” هست. چی باعث شده که “من” بوجود بیام و این همه احساس و خاطرات برای من شکل بگیره؟ کل “من” فقط

1984

پنج‌شنبه، 28 آبان 94
من صاحب یک بار (مشروب فروشی) کوچک در یکی از شهرهای کوچک آمریکا هستم. به جز شب‌های عید و مراسم‌های خاص که کمی اینجا شلوغ می‌شود، تعداد مشتری‌های دائ